| سخنان يك كشيش در بستر مرگ |
|
|
|
| نوشته شده توسط مدیر سایت | ||||||||||
| چهارشنبه ۰۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۴۳ | ||||||||||
|
برچسب ها
وقتي بچه بودم دلم ميخواست دنيا را عوض كنم . بزرگتر كه شدم گفتم دنيا خيلي بزرگ است ، كشورم را تغيير ميدهم . در نوجواني گفتم : كشور خيلي بزرگ است بهتر است شهرم را دگرگون سازم . جوان كه شدم گفتم شهر خيلي بزرگ است ، محله ام را تغيير ميدهم . به ميانسالي كه رسيدم گفتم : از خانواده ام شروع ميكنم ، اما در اين لحظههاي آخر عمر مي بينم كه بايد از خودم شروع ميكردم . اگر تغيير را از خودم شروع كرده بودم ، خانواده ام ، محله ام ، شهرم ، كشورم و دنيا را به قدر توانم تغيير ميدادم .
کامپوننت نظرات بر مطالب، جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا - http://www.joomla.ir" |





